لغت نامه دهخدا ( آمیختگی ) آمیختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) امتزاج. اختلاط. شوب. || الفت. معاشرت. خلطه و آمیزش : چون... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. ( تاریخ بیهقی ).- آمیختگی دادن ؛ تألیف.- آمیختگی کار ؛ ارتباک.- آمیختگی گرفتن با چیزی ؛ الفت.- آمیختگی و آشفتگی کار ؛ بوخ.- آمیختگیها ؛ شوائب.
فرهنگ معین ( آمیختگی ) (تِ یا تَ ) (حامص . ) ۱ - امتزاج ، اختلاط . ۲ - الفت ، معاشرت ، خلطه ، آمیزش .