برتافته
برتافته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی مرکب از برتافتن. رجوع به برتافتن و تافتن شود: عقلاء؛ شتر ماده برتافته پای. ( منتهی الارب ).
- برتافته شدن ؛ خشمگین شدن. رجوع به تافته شدن شود.
( ~. تِ ) (ص مف . ) ۱ - برگشته . ۲ - پیچیده . ۳ - تاب آورده .
۱. برگردیده، برگشته.
۲. پیچیده.
( اسم ) ۱- برگشته برگردیده . ۲- برگردانیده. ۳- پیچیده . ۴- سوراخ کرده سفته . ۵- تحمل کرده تاب آورده .
برگشته.
پیچیده.
تاب آورده.