بالایی. ( ص نسبی ) منسوب ببالا. رجوع به بالا شود. || فوقانی. || ( حامص ). برین. بلندی. ( ناظم الاطباء ). علو. و رجوع به بالا شود. - خرج بالایی ؛ در تداول فارسی زبانان هند بکار میرود. رجوع به بالایی در آنندراج شود. - زربالایی ؛ مداخل هوایی. ( آنندراج ). و رجوع به بالایی و زربالایی در آنندراج شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به بالا
فرهنگستان زبان و ادب
{upper case} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نشانه ای در قسمت بالای هر دکمه در صفحه کلید