باتوم

فرهنگ عمید

= باتون

فرهنگ فارسی

شهری در اتحاد جماهیر شوروی ( گرجستان ) کرسی آجاری منتهی الیه راه آهن سرتاسری قفقاز ۹۴٠٠٠ سکنه . بندریست در ساحل بحر اسود صادر کننده نفت روغن میوه تنباکو و ابریشم .
( اسم ) ۱ - چوبکی که پاسبانان بر کمر آویزان کنند و در موقع لزوم با آن حمله نمایند.

فرهنگستان زبان و ادب

{baton, cudgel, clu} [علوم نظامی] وسیلۀ کوتاه و باریک چوبی یا فلزی یا پلاستیکی که مأموران پلیس یا نگهبانان از آن به عنوان سلاح استفاده می کنند متـ . راست باتوم
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم