لغت نامه دهخدا
هرچه آید بدان مثال از تو
نبود امتثال را تأخیر.سوزنی.همه حکم او را امتثال نمودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). سلطان این مثال به امتثال تلقی کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
گفت روبه جستن رزق حلال
فرض باشد از برای امتثال.مولوی.کمینه بنده از امتثال و انقیاد چاره ندید. ( جامع التواریخ رشیدی ). غلامان احوص بدان امتثال نمودند. ( تاریخ قم ). || پیروی کردن طریقه کسی را و تجاوز نکردن از آن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || مثل آوردن و داستان زدن و داستان گفتن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). مثل زدن شعری یا سخنی را. ( از اقرب الموارد ). || تصور نمودن و با خود صورت بستن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ). || قصاص گرفتن از قاتل. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).