لغت نامه دهخدا
در مسیرش سماک آن جدول
گاه رامح نمود و گاه اعزل.نظامی.توقیع سماکها مسلسل
گه رامح بود گاه اعزل.نظامی.- سماک اعزل ؛ نام ستاره ای که آنرا اعزل نیزگویند. رجوع به سماک اعزل شود.
اعزل. [ اَ زَ ] ( اِخ ) نام آبی است در وادیی از دیار بنی کلب. ( از معجم البلدان ):
لمن الدیار کأنها لم تحلل
بین الکناس و بین طلح الاعزل.جریر ( از معجم البلدان ).و برای تفصیل بیشتر به همان کتاب رجوع شود.