استخلاص
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. آزاد شدن، رهایی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) رهایی جستن خلاصی طلبیدن ۲ - ( مصدر ) رهانیدن رهاندن خلاص کردن ۳ - خاص خود کردن ویژ. خویش ساختن تصرف : استخلاص بخارا بدست چنگیز . ۴ - ( اسم ) رهایی خلاص . جمع : استخلاصات .
ویکی واژه
رهایی بخشیدن.
رهایی، خل
استخلاصات.