(اِ نَ ) [ ع . ابانة ] = ابانه : ۱ - (مص م . ) آشکار کردن ، واضح ساختن . ۲ - (مص ل . ) پیدا شدن ، ظهور.
فرهنگ عمید
۱. آشکار کردن، واضح ساختن، هویدا ساختن. ۲. جدا کردن. ۳. پیدا شدن، آشکار شدن.
فرهنگ فارسی
آشکارکردن، واضح ساختن، هویداساختن، جداکردن ، پیداشدن، آشکارشدن ۱ - ( مصدر ) پیدا کردن روشن کردن هویدا کردن روشن کردن هویدا کردن . ۲ - ( مصدر ) پیدا شدن آشکار شدن هویدا شدن . ۳ - ( اسم ) پیدایی ظهور روشنی دار و دسته