( آنچش ) آنچش. [ چ ِ ] ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنچه اش. آنچه او را : بدو بازداد آنچنان کش بخواست بیفزود در تن هر آنچش بکاست.فردوسی.فرود آوردی آنچش خود برآوردی گسستی هرچه را کآن خود به پیوستی.ناصرخسرو.
فرهنگ عمید
( آنچش ) آنچه اش، آنچه او را.
فرهنگ فارسی
( آنچش ) ( اسم ) مخفف ( آنچه اش ) آنچه او را بیفزود در تن هر آنچش بکاست ( فردوسی ) .
ویکی واژه
(شاعرانه): مخفف آنچهاش؛ آنچه او را، آنچه به او، آنچه از او. بدو باز داد آن چنان کهش بخواست/ بیفزود در تن هر آنچش بکاست. «فردوسی»