استرشاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) براه شدن. || راه جستن. ( منتهی الارب ). راه راست جستن. طلب هدایت کردن. استهداء. راه راست خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). طلب رشد و راه راست کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) راهنمایی خواستن ، راه راست جستن . ج . استرشادات .
فرهنگ عمید
۱. راهنمایی خواستن، طلب هدایت کردن. ۲. هدایت شدن.
فرهنگ فارسی
طلب رشد و راه راست کردن، راه جستن، راهنمایی خواستن، طلب هدایت کردن، راه راست جستن وهدایت شدن ( مصدر ) ارشاد طلبیدن راهنمایی خواستن طلب هدایت کردن راه راست جستن . جمع : استرشادات .