لغت نامه دهخدا اوکار. [ اَ ] ( اِ ) بر وزن و معنی افکار است که جراحت پشت چاروا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || زمین گیر و بجامانده. ( برهان ).اوکار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَکر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). آشیانه مرغ. رجوع به وکر شود.