آلوه

لغت نامه دهخدا

( آلوه ) آلوه. ( اِ ) آلُه ْ. عقاب.
الوه. [ اَ ] ( اِ ) عقاب ( پرنده ) : ابراهیم چهار مرغ بگرفت گویندکه یکی کلنگ بود، دوم الوه ... ( تاریخ بلعمی ). رجوع به اله و آله و له شود.

فرهنگ فارسی

( آلوه ) آله عقاب
شهری است

ویکی واژه

/ɑlɛˈ/
عقاب، شاهین. آله و آلغ نیز گویند.
در پارسی به عقاب آلُه یا آلوه گفته می شود. ریشه این واژه در پارسی میانه āluh است.
در بخش ۱۴ بند ۱۲ آلوه به معنی عقاب بکار رفته‌است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم