تشبث
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] چنگ زدن، درآویختن به چیزی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- چنگ در زدن بچیزی در آویختن به.۲- وسیله قرار دادن کسی را یا چیزی را دست آویزساختن . ۳-( اسم ) آویختگی چنگ زنی . جمع : تشبثات .
ویکی واژه
چنگ زدن به چیزی، چیزی را دست آویز قرار دادن.