سیستن
سیستن.[ ت َ ] ( مص ) جستن. جست و خیز کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری ). ( از: «سیس » + «تن »، پسوند مصدری ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به سیس شود.
(تَ ) (مص ل . ) جهیدن .
جستن، جهیدن، جست وخیز کردن.
( مصدر ) جستن جهیدن .
جستن و جست و خیز کردن
جهیدن.