سرهم بندی. [ س َ هََ ب َ ] ( حامص مرکب ) در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن. ( یادداشت مؤلف ). - سرهم بندی کردن ؛ بی استحکام کاری انجام دادن. با عدم دقت کاری را انجام کردن.
فرهنگ معین
(سَ رِ هَ. بَ ) (حامص . ) (عا. ) کاری را سرسری انجام دادن .
فرهنگ عمید
۱. کاری را سرسری انجام دادن. ۲. چیزی سست و بی دوام ساختن.
فرهنگ فارسی
سطحی و سرسری کاری را انجام دادن . در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن ٠