ساخط

لغت نامه دهخدا

ساخط. [ خ ِ ] ( ع ص ) خشمگین. ( مهذب الاسماء ). خشمناک. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(خِ ) [ ع . ] (اِفا. ) خشمگین .

فرهنگ عمید

خشمگین، خشمناک.

فرهنگ فارسی

دارای سخط خشمناک خشمگین .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم