زودرنج

لغت نامه دهخدا

زودرنج. [ رَ ] ( نف مرکب ) زودرنجنده. آنکه زود متأثر و رنجیده خاطر شود. نازک دل. حساس. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود رنجیده شود و آزرده گردد. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(رَ ) (ص مر. ) آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل ، حساس .

فرهنگ عمید

نازک دل، کسی که زود برنجد و آزرده شود.

فرهنگ فارسی

نازک دل، کسی که زودبرنجدو آزرده شود
( صفت ) آنکه زود متاثر و رنجیده خاطر شود نازک دل حساس .

ویکی واژه

permaloso
آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل، حساس.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم