زودرنج. [ رَ ] ( نف مرکب ) زودرنجنده. آنکه زود متأثر و رنجیده خاطر شود. نازک دل. حساس. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود رنجیده شود و آزرده گردد. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(رَ ) (ص مر. ) آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل ، حساس .
فرهنگ عمید
نازک دل، کسی که زود برنجد و آزرده شود.
فرهنگ فارسی
نازک دل، کسی که زودبرنجدو آزرده شود ( صفت ) آنکه زود متاثر و رنجیده خاطر شود نازک دل حساس .
ویکی واژه
permaloso آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل، حساس.