رپرتوار. [ رِ پ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) فهرست. جدول. || دفتری که آن را به حروف تهجی مرتب سازند و برای ثبت نام و امور دیگر بکار دارند. دفتر نماینده. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(رِ پِ رْ تُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - فهرست ، جدول . ۲ - دفتری که آن را به ترتیب حروف تهجی تقسیم کرده اند و برای ثبت نام و امور دیگر به کار آید، دفتر نماینده .
فرهنگ عمید
مجموعۀ اجراها و نمایش های از پیش تمرین شده که در صورت لزوم در هر زمانی قابل ارائه و اجرا هستند.
فرهنگ فارسی
فهرست، جدول، دفترنماینده، دفترترتیب حروف هجا ( اسم ) ۱ - فهرست جدول . ۲ - دفتری که آنرا به ترتیب حروف تهجی تقسیم کردهاند و برای ثبت نام و امور دیگر بکار آید دفتر نماینده .
ویکی واژه
فهرست، جدول. دفتری که آن را به ترتیب حروف تهجی تقسیم کردهاند و برای ثبت نام و امور دیگر به کار آید؛ دفتر نماینده.