لغت نامه دهخدا
رهبانیة. [ رُ نی ی َ ] ( ع اِمص ) رهبانیت. طریقه راهب. گوشه نشینی. ( یادداشت مؤلف ). و آن عبارت است از برآوردن تخمها جهت دفع شهوت و نخوردن گوشت و پوشیدن پلاس و لباسهای خشن و رو پنهان کردن از مردم و گوشه نشینی و خود را در زنجیر بستن و ترک دنیا و همه لذایذ آن کردن. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). طریقه رهبان ، و در حدیث است : «لا رهبانیة فی الاسلام ». ( از اقرب الموارد ). مصدر است. و لا رهبانیة فی الاسلام ، هی کالاختصاء و اعتناق السلاسل و لبس المسوح ؛ یعنی بیضه برآوردن و در زنجیر گردن داشتن و پلاس پوشیدن. ( از منتهی الارب ). زاهدی. ( دهار ). زاهدی ورزیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 14 ) : و جعلنا فی قلوب الذین اتبعوه رأفة و رحمة و رهبانیةً ابتدعوها ماکتبناها علیهم الا ابتغاءَ رضوان اﷲ. ( قرآن 27/57 )؛و گردانیدیم در دلهای کسانی که پیروی کردند او را مهربانی و رحمتی و رهبانیتی که اختراع کردند آن را ننوشتیم آن را بر آنها مگر بجهت خواستن خشنودی خدا. ( از تفسیر ابوالفتوح ج 9 ص 335 ). رجوع به سفینةالبحار ج 1 ص 540 و 541 شود. || ترسکاری. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) || جهاد در راه خدا: فقال [رسول اﷲ ( ص ) ] له یا عثمان ان اﷲ تبارک و تعالی یکتب علینا الرهبانیة انما رهبانیة امتی الجهاد فی سبیل اﷲ. ( از سفینةالبحار ج 1 ص 540 ). در حدیث است : «علیکم بالجهاد فانه رهبانیة امتی ». ( از اقرب الموارد ).