رنگ باختن

لغت نامه دهخدا

رنگ باختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پریدن رنگ از ترس و بیم. زرد شدن رنگ چهره از ترس. رنگ پریدن. رجوع به رنگ پریدن شود :
رنگ می بازد ز نام بوسه یاقوت لبش
از اشارت آب می گردد هلال غبغبش.صائب ( از آنندراج ).باختم رنگ ، شب وصل تو چون روی نمود
چهره ام زرد شد از پرتو مهتابی خویش.ناصرعلی ( از بهار عجم ).

فرهنگ معین

( ~. تَ )(مص ل . ) بی رنگ شدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کمرنگ شدن پریدگی رنگ ( صورت و غیره ) .

ویکی واژه

sbiadire
بی رنگ شدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم