راقی. ( ع ص ) بالارونده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ). آنکه برشود. آنکه پیش رود. ( یادداشت مؤلف ). || افسون کننده. ( دهار ) ( از اقرب الموارد ). افسون کن. ( از مهذب الاسماء ). افسونگر و عزیمت خوان. ( آنندراج ) ( ( از المنجد ) ( غیاث اللغات ). ج ، رقاة، راقون. ( المنجد ). مرد افسونگر. ( ناظم الاطباء ). کسی که بر مریضان افسون و دعا بدمد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). ج ، رقاة. ( اقرب الموارد ). و رجوع به راق شود.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - بالا رونده ، جلو رونده . ۲ - افسونگر. ۳ - تحصیل کرده .
فرهنگ عمید
۱. بالارونده، ترقی کننده. ۲. کسی که مدارج علم و دانش را پیموده باشد، تحصیل کرده.
فرهنگ فارسی
بالارونده، برشونده، تحصیل کرده، طی مدارج علمی ( اسم ) ۱ - بالا رونده بر شونده . ۲ - افسونگر . ۳ - آنکه مدارج علم را پیموده تحصیل کرده . ۴ - ترقی کرده جمع راقون رقات .