خورتاب

لغت نامه دهخدا

خورتاب. [خوَرْ / خُرْ ] ( اِ مرکب ) برآفتاب. آفتاب رو. خورگاه در تداول مردم دیلمان. ( یادداشت مؤلف ). خورنگاه.

فرهنگ فارسی

بر آفتاب آفتاب رو

فرهنگستان زبان و ادب

{insolation} [علوم جَوّ] تابش خورشیدی دریافت شده در سطح زمین

ویکی واژه

تابش خورشیدی دریافت‏شده در سطح زمین.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز