خردمندانه

لغت نامه دهخدا

خردمندانه. [ خ ِ رَ م َ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) عاقلانه. هوشمندانه. از روی عقل. از روی حکمت. || منسوب بخردمندی. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. از روی خردمندی و عقل: سخن خردمندانه.
۲. (قید ) عاقلانه: خردمندانه رفتار کردند.

فرهنگ فارسی

از روی خردمندی عاقلانه (( خردمندانه رفتار میکند ) )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم