حیازت. [ زَ ] ( ع مص ) گرد آوردن چیزی. حیازه. رجوع به حیازة شود. حیازة. [ زَ ] ( ع مص ) گرد آوردن چیزی و فعل آن از نصر است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به حوز شود.
فرهنگ معین
(حَ زَ ) [ ع . حیازة ] (مص م . ) ۱ - رجوع کردن . ۲ - به دست آوردن .
فرهنگ عمید
فراهم کردن و به دست آوردن، گرد آوردن، جمع کردن.
فرهنگ فارسی
فراهم ساختن، گرد آمدن، بدست آوردن چیزی ۱ - ( مصدر ) جمع کردن گرد آوردن . ۲ - فراهم ساختن بدست آوردن . جمع : حیازات .