تپاک

لغت نامه دهخدا

تپاک. [ ت َ ] ( اِ ) تپ. تپیدن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بمعنی تپ است که اضطراب و بیقراری باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ). اضطراب و بی قراری و بی آرامی. ( ناظم الاطباء ) :
بیا ساقی آن شیره جان بیار
همان حاصل عمر دهقان بیار
همان خون جوشیده در بار تاک
که از تن برد رنج و از دل تپاک.فخرالدین گرگانی ( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ معین

(تَ ) (اِ. ) اضطراب ، بی قراری .

فرهنگ عمید

= تاباک

ویکی واژه

اضطراب، بی قرا
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال کارت فال کارت فال تک نیت فال تک نیت فال احساس فال احساس