توثیق
توثیق. [ ت َ ] ( ع مص ) استوار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محکم و استوار کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || معتمد داشتن و ثقه گفتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ثقه خواندن.ثقه گفتن. ثقه شمردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
(تُ ) [ ع . ] (مص م . ) اطمینان کردن .
۱. محکم کردن، استوار کردن.
۲. ثقه معرفی کردن، کسی را ثقه دانستن و به او اعتماد کردن.
محکم کردن، استوارکردن، ثقه معرفی کردن
( مصدر ) ۱ - استوار کردن محکم ساختن . ۲ - ثقه دانستن ( کسی را ) اطمینان کردن ( بکسی ) . جمع : توثیقات .
اطمینان کردن.