تسلیط. [ ت َ ] ( ع مص ) برگماشتن. ( زوزنی ) ( از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). برگماشتن کسی را بر کسی. ( آنندراج ). || چیره گردانیدن کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || روان کردن حکم و قدرت را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قوت و قهر دادن کسی را بر دیگری. ( از متن اللغة ). قهر و قدرت کسی را بردیگری روان کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) گماشتن ، چیره دست کردن ، مسلط ساختن .
فرهنگ عمید
۱. مسلط ساختن. ۲. برگماشتن. ۳. حکم و قدرت کسی را بر دیگران روان ساختن.