ترخص. [ ت َ رَخ ْ خ ُ ] ( ع مص ) آسان فراگرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ) ( از زوزنی ). آسان گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آسانی گرفتن و رخصت یافتن. ( آنندراج ):رخص له ترخیصاً فترخص ؛ ای لم یستقص. ( منتهی الارب ). - حد ترخص ؛ در تداول فقه ، مسافتی که چون مسافر از آن بگذرد روزه از او بیوفتد و نماز کوتاه گردد. رجوع به حد شود.