تخادع

لغت نامه دهخدا

تخادع. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) فریبش نمودن. ( دهار ). خود را فریب خورده وانمود کردن و فریب خورده نبودن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || فریفتن بعضی مر بعضی را. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). تخاتل.

فرهنگ معین

(تَ دُ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) یکدیگر را فریفتن . ۲ - (مص ل . ) خود را فریب خورده وا نمودن در صورتی که نباشند، ج . تخادعات .

فرهنگ عمید

۱. خود را فریب خورده وانمود کردن.
۲. یکدیگر را فریب دادن.

ویکی واژه

یکدیگر را فریفتن.
خود را فریب خورده وا نمودن در صورتی که نباشند؛
تخادعات.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم