تاراج گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) غارتگر.( آنندراج ). یغماگر. چپوچی. تاراج کننده : ز کچلول دریوزه تا جام زر ببردند ترکان تاراج گر.هاتفی ( از آنندراج ).اینست کزو رخنه بکاشانه من شد تاراج گر خانه ویرانه من شد.وحشی ( از آنندراج ).رجوع به تاراج شود. || از اسمای محبوب است. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(گَ ) (ص فا. ) غارتگر، یغماگر.
فرهنگ عمید
غارتگر، تاراج کننده.
فرهنگ فارسی
غارتگر، تاراج کننده ( صفت ) ۱- غارتگر یغما گر . چپوچی تاراج کننده . ۲- معشوق محبوب .