لغت نامه دهخدا اقساط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِسط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قسطها و حصه های مساوی و برابر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قسط شود.اقساط. [ اِ ] ( ع مص ) عدل و داد کردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). داد کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عدل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) داد دادن ، عدل کردن . ۲ - راست بخشیدن . ( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ قسط ، بهره ها، بخش ها.
فرهنگ فارسی جمع قسط، عدل و داد کردن، داد دادن۱ - ( مصدر ) داد دادن داد کردن عدل کردن . ۲ - راست بخشیدن .