اقتضاب
اقتضاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بریدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سوار گردیدن شتر ماده را پیش از رام شدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چاروای نیاموخته را سوار شدن. اشتر را پیش از ریاضت برنشستن. ( تاج المصادر ). || اقتضاب الکلام ؛ ببدیهه گفتن سخن را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ببداهت و ارتجال و بی اندیشه و رویه و فکر گفتن. و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) بریدن شاخه از درخت .
۱. بریدن شاخه از درخت.
۲. بدیهه گفتن کلام.
۳. (ادبی ) = اشتقاق
بریدن، بریدن شاخه ازدرخت ، بدیهه گفتن کلام
( مصدر ) ۱ - بریدن شاخه از درخت . ۲ - اشتقاق
بریدن شاخه از درخت.