لغت نامه دهخدا
ارته. [ اُ ت َ ] ( ع اِ ) موئی که بر سر حربا یعنی آفتاب پرست میباشد.
ارته. [ اَ رَ ت َ ] ( اِخ ) دهی است بین سیاهرود و ساری. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 50 و 122 ).
ارته. [ اُ ت َ ] ( اِخ ) کرسی مقاطعه ولایت برنات سفلی. موقع آن قرب نهر غاف دوبو بمسافت 40 هزارگزی شمال غربی بوعلی، سکنه آن در حدود هفت هزار تن و محصول آن نمک خوب و پر مرغابی و منسوجات پشمی است. ( از ضمیمه معجم البلدان ).