واژه عافیت در زبان فارسی به معنای سلامتی، تندرستی و رفاه است. این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد از نظر جسمی و روحی در وضعیت خوبی قرار دارد و از بیماریها و مشکلات جسمی یا روانی رنج نمیبرد.
ویژگیها
سلامتی جسمی: عافیت به معنای عدم وجود بیماری یا مشکلات جسمی است و نشاندهنده تندرستی فرد است.
سلامتی روانی: علاوه بر سلامت جسم، عافیت شامل سلامت روان نیز میشود. فردی که از نظر روانی در وضعیت خوبی قرار دارد، احساس آرامش و رضایت از زندگی دارد.
رفاه اجتماعی: این کلمه میتواند به معنای رفاه اجتماعی و اقتصادی نیز باشد، به این معنا که فرد در شرایط زندگی مناسبی قرار دارد و نیازهای اولیهاش تأمین شده است.
معنای مذهبی: در برخی از متون دینی و فرهنگی، این مفهوم به عنوان نعمتی از سوی خداوند در نظر گرفته میشود و از آن به عنوان چیزی که باید شکرگزاری شود، یاد میشود.
استفاده در عبارات: این واژه در عبارات مختلفی به کار میرود، مانند عافیت باد که به معنای آرزوی سلامتی و تندرستی برای دیگران است.
عافیت. [ ی َ] ( ع اِمص ) عافیة. صحت. سلامت. تندرستی:
توبه سگالی که نیز باز نگردی
سوی بلا گرت عافیت دهد این بار.ناصرخسرو.عافیت را نشان نمی یابم
از بلاها امان نمی یابم.خاقانی.از عافیت مپرس که کس را نداده اند
در عاریت سرای جهان عافیت عطا.خاقانی.همچنین قدر عافیت کسی داندکه به مصیبتی گرفتار آید. ( گلستان ). و رجوع به عافیة شود. || پارسایی. زهد. ( آنندراج ):
آنان که به کنج عافیت بنشستند
دندان سگ و دهان مردم بستند.سعدی ( گلستان ).عافیت چشم مدار از من میخانه نشین
که دم از خدمت رندان زده ام تاهستم.حافظ.
عافیة. [ ی َ ] ( ع اِمص ) عافیت. صحت کامل. بهبود کامل. ( اقرب الموارد ). || دور کردن خدای از بنده مکروه را. سلامت از بیماری و مکروهات در بدن و باطن دردین و دنیا و آخرت. || ( ص ) خواهنده رزق از طیور و سباع و جز آن. ج، عَوافی. ( منتهی الارب ).
- عافیة الماء؛ در آب آینده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
- کثیرالعافیة؛ بسیارمهمان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به عافیت شود.
- ناقة عافیة اللحم؛ ناقه بسیارگوشت. ( منتهی الارب ). ج، عافیات و عَوافی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
(یَ ) [ ع. عافیة ] ۱ - (اِمص. ) سلامت، تندرستی. ۲ - رستگاری. ۳ - پارسایی. ۴ - مجازاً محافظه کاری.
۱. تندرستی، صحت، سلامت.
۲. [قدیمی، مجاز] زهد، پرهیزکاری.
تندرستی، صحت کامل، رستگاری
۱ - ( اسم ) صحت سلامت تندرستی. ۲ - رستگاری. ۳ - پارسایی زهد. یا عافیت باد ( باشد ). به کسی که تازه از حمام بیرون آمده باشد یا عطسه کرده گویند موجب سلامت گردد.
[ویکی فقه] عافیت به عنوان نقطه مقابل ابتلا و گرفتاری است و به معنای سلامت از هر نوع آفت و ناگواری جسمی و روحی، ظاهری و باطنی، دنیوی و احروی است. نعمت عافیت بعد از نعمت یقین، از نعمت های بزرگ خداوند است.
حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه به تفصیل درباره مسئله عافیت پرداخته اند، که در ادامه آن را بررسی می کنیم.
← طلب خیر و خوبی از خدا
۱. ↑ شریف رضی، نهج البلاغه ت حسون، ص۶۳۳، نامه ۳۱.
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «عافیت»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۴/۱۱/۲۰.
...
عافیة
سلامت، تندرستی.
رستگار
پارسایی.
مجازاً محافظه کار
💡 هیچ دردی بتر از عافیت دایم نیست تلخی تازه به از قند مکرر باشد
💡 به عافیت چه خیال است طرف بسش ما مریض عشق چوآتش به بسترافتادهست
💡 پای خم و دردیی کوثر و طوبای من عافیت و گلخنی باغ و گلستان من
💡 به سودایی مده هر لحظه دل، گر عافیت خواهی که کس زود از هوای مختلف بیمار میگردد
💡 میجویم بوی عافیت لیکن نیست آسایشم آرزوست این ممکن نیست