پشت سر هم و به تناوب
وضعیتی که اتفاقات یا رویدادها هم به صورت متوالی و پشت سر هم رخ میدهند و هم به صورت نوبتی یا به ترتیب انجام میشوند.
مترادفها
متوالی، پیاپی، پیدرپی، مسلسل، مداوم، متواتر
متضادها
متفرق، پراکنده، نامنظم
جمله سازی با پشت سر هم و به تناوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای حفظ سلامت قلب و عروق، پزشکان توصیه میکنند که ورزشهای هوازی را به صورت پشت سر هم و به تناوب با استراحتهای کوتاه انجام دهید.
💡 در فرآیند تولید قطعات صنعتی، ماشینآلات باید به صورت پشت سر هم و به تناوب کار کنند تا از فشار بیش از حد به موتور اصلی جلوگیری شود.
💡 سیستم آبیاری هوشمند باغ، قطرات آب را به صورت پشت سر هم و به تناوب بر روی گیاهان میپاشد تا رطوبت خاک به طور یکنواخت حفظ شود.