بار از خر کسی افتادن
یعنی فردی که مسئولیت یا بار سنگینی را به دوش داشته است، از آن بار خلاص شدن؛ یعنی مسئولیتزدایی یا سبک شدن بار مشکلات.
مترادفها
از اعتبار افتادن، سقوط کردن
متضادها
موفق شدن، پیروزی
جمله سازی با بار از خر کسی افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اینکه پروژه بزرگ و طاقتفرسا به پایان رسید، حس میکردم که انگار یک بار از خر کسی افتاده و میتوانم نفس راحتی بکشم.
💡 وقتی مسئولیت سنگین مدیریت آن بخش به فرد دیگری سپرده شد، احساس کرد که بالاخره یک بار از خر کسی افتاده و سبک شده است.
💡 در داستانهای قدیمی، وقتی راهنما از مسیر دشوار خارج شد، همه احساس کردند که بار از خر کسی افتاده و با خیال راحت به استراحت میپردازند.