روی سر کسی خراب شدن
عبارت کنایهای برای مواجهه با مشکلات یا بحرانهای ناگهانی و شدید که فرد را به شدت متأثر یا آسیبدیده میکند. وقتی مشکلات ناگهانی بر کسی وارد میشود گفته میشود روی سرش خراب شده است.
مترادفها
تحکم کردن، سلطهگری کردن، زورگویی کردن
متضادها
کمک کردن، یاری کردن
جمله سازی با روی سر کسی خراب شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی والدین با توجه بیش از حد و با برآورده کردن تمام خواستهها، معمولاً باعث میشوند که روی سر کسی خراب شدن را تجربه کنند.
💡 اگر بیش از حد به او توجه کنی و همه خواستههایش را بدون پرسش برآورده کنی، در واقع داری روی سر کسی خراب میشوی.
💡 آن معلم با مهربانی بیش از حد و پاسخ دادن به تمام سوالات تکراری، باعث شد که دانشآموز روی سر او خراب شود.