برخاستن از پیش خاطر
اصطلاحی برای «فراموش کردن» یا «از خاطر رفتن» است. یعنی چیزی دیگر در یاد یا ذهن نماندن. مثلاً: «این موضوع هرگز از پیش خاطر من برخاست.»
مترادفها
به خاطر آمدن، تداعی شدن
اصطلاحی برای «فراموش کردن» یا «از خاطر رفتن» است. یعنی چیزی دیگر در یاد یا ذهن نماندن. مثلاً: «این موضوع هرگز از پیش خاطر من برخاست.»
به خاطر آمدن، تداعی شدن