بی جنبش یا بی حرکت
حالتی که در آن، هیچ حرکت یا فعالیت فیزیکی رخ نمیدهد؛ اشاره به سکون یا ایستایی کامل دارد.
مترادفها
ساکن، بیحرکت
متضادها
متحرک، جنبنده، پرتحرک
جمله سازی با بی جنبش یا بی حرکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از وقوع زلزله شدید، تمامی موجودات در آن منطقه برای لحظاتی به دلیل شوک ناشی از حادثه، بی جنبش یا بی حرکت در جای خود ماندند.
💡 در سکوت مطلق شب، تنها تصویر ماه در سطح آبهای آرام دریا که بی جنبش یا بی حرکت بود، به چشم میآمد و آرامش عجیبی داشت.
💡 مجسمههای سنگی در میان باغ قرار گرفته بودند که به شکلی کاملاً بی جنبش یا بی حرکت، نظارهگر گذشت زمان و تغییر فصلها بودند.