دست در گریبان بودن
معادل دست به گریبان بودن است و به معنای درگیر بودن با مشکل یا مسئلهای است.
مترادفها
درگیری داشتن، مبارزه کردن، جنگیدن
متضادها
صلح کردن، آشتی، آرامش
جمله سازی با دست در گریبان بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از سیاستمداران معتقدند که دولت باید در مسائل اقتصادی و کنترل تورم به طور مستقیم دست در گریبان باشد تا مشکلات معیشتی مردم حل شود.
💡 او همیشه سعی میکرد در مسائل شخصی خانوادهاش با احتیاط رفتار کند تا درگیر درگیریهای بیهوده نشود و بیش از حد در مسائل دیگران دست در گریبان نباشد.
💡 مدیریت بحرانهای زیستمحیطی در کشورهای در حال توسعه مستلزم آن است که نهادهای حکومتی به طور فعال در تمامی مراحل تصمیمگیری دست در گریبان باشند.