ارام و قرار نداشتن

ارام و قرار نداشتن

واژه «آرام و قرار نداشتن» به حالتی روحی، ذهنی یا جسمی گفته می‌شود که انسان در آن احساس سکون، آسودگی و ثبات درونی ندارد و پیوسته دچار نگرانی، بی‌تابی، ناآرامی یا آشفتگی است. این تعبیر معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد به دلیل اندوه، اضطراب، عشق، ترس، دلتنگی یا مشکلات زندگی نتواند آرام بگیرد و ذهن و دل او همواره در التهاب و کشمکش باشد. در زبان و ادبیات فارسی، «قرار» به معنای سکون و آرامش خاطر است و هنگامی که گفته می‌شود کسی «قرار ندارد»، منظور این است که از نظر احساسی یا فکری در وضعیت ثابتی نیست و پیوسته دچار بی‌قراری می‌شود. این حالت ممکن است در رفتار ظاهری فرد نیز آشکار شود؛ مانند قدم زدن مداوم، فکر کردن پی‌درپی، ناتوانی در تمرکز یا احساس ناراحتی دائمی. شاعران فارسی نیز بسیار از مفهوم آرام و قرار نداشتن برای توصیف عشق، دوری، غم و اشتیاق استفاده کرده‌اند و آن را نشانه شدت احساسات انسانی دانسته‌اند. گاهی این تعبیر بیانگر نگرانی عمیق نسبت به آینده یا سرنوشت فردی خاص است و گاهی نیز از شوق فراوان برای رسیدن به چیزی ارزشمند خبر می‌دهد. در گفتار روزمره، وقتی گفته می‌شود «از فکر آن موضوع آرام و قرار ندارم»، یعنی ذهن انسان آن‌قدر درگیر مسئله‌ای شده است که آسایش روحی خود را از دست داده است. این واژه و تعبیر، تصویری روشن از آشفتگی درونی و نبود تعادل روحی در انسان ارائه می‌دهد و نشان‌دهنده حالتی است که فرد نمی‌تواند به راحتی به آرامش برسد.

مترادف‌ها

بی‌قراری، ناآرامی، اضطراب، بی‌تابی، آشفتگی

متضادها

آرام داشتن، سکون داشتن، قرار داشتن، ثبات داشتن

جمله سازی با ارام و قرار نداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از زمانی که خبر رسید، به دلیل اضطراب شدید، دچار آرام و قرار نداشتن شده بود و نمی‌توانست برای مدت طولانی روی یک کار تمرکز کند.

💡 ناتوانی در تصمیم‌گیری برای آینده شغلی باعث شده بود که او مدتی طولانی دچار آرام و قرار نداشتن شود و شب‌ها به راحتی خواب نداشته باشد.

💡 آن پیرمرد با شنیدن خبر بازگشت فرزندش، به دلیل هیجان و شادی بی‌حد و حصر، دچار آرام و قرار نداشتن شده بود و مدام در خانه راه می‌رفت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران