سر به گریبان بردن
به معنای فرو رفتن در غم، اندوه یا تفکر عمیق است. گویندهای که «سر به گریبان برده»، معمولاً در حال اندوهگینی یا تامل پنهانی است.
مترادفها
درگیر شدن، مشاجره کردن، نزاع کردن، جنگیدن
متضادها
آشتی کردن، صلح کردن
جمله سازی با سر به گریبان بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دنیای پرجنبوجوش تجارت، فعالان اقتصادی باید یاد بگیرند که چگونه با رقبای قدرتمند خود سر به گریبان بردن و حفظ سهم بازار خود را مدیریت کنند.
💡 با افزایش فشارهای اجتماعی، فعالان مدنی تلاش میکنند تا با مسئولان دولتی سر به گریبان بردن و مطالبه حقوق قانونی و عدالت اجتماعی خود را به گوش آنها برسانند.
💡 او همیشه سعی میکرد با مسائل پیچیده و چالشهای روزمره زندگی سر به گریبان بردن، تا بتواند در نهایت به بلوغ فکری و آرامش روانی عمیقی دست یابد.