از کاری دست کشیدن
به معنای توقف انجام یک فعالیت یا ترک یک کار است که ممکن است به دلیل خستگی، نارضایتی یا اولویتهای دیگر باشد.
مترادفها
رها کردن، دست کشیدن، بیخیال شدن
متضادها
ادامه دادن، شروع کردن
جمله سازی با از کاری دست کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از سالها تلاش بیوقفه در زمینه تجارت بینالمللی، او تصمیم گرفت به دلیل مشکلات سلامتی از کاری که برای آن جان میکند دست بکشد.
💡 بسیاری از هنرمندان بزرگ در اوج شهرت، به دلایل شخصی یا اخلاقی از کاری که انجام میدادند دست کشیدند تا مسیر جدیدی را تجربه کنند.
💡 اگر بخواهی برای رسیدن به اهداف بزرگتر خود موفق باشی، گاهی لازم است از برخی عادتهای مخرب و کاری که وقتت را تلف میکند دست بکشی.