روی بر خاک نهادن
سجده کردن؛ سر بر خاک گذاشتن؛ نهایت فروتنی یا عبادت را نشان دادن. این تعبیر در متون ادبی و مذهبی به معنی به خاک افتادن و اظهار خضوع است.
مترادفها
از دنیا رفتن، درگذشتن، جان سپردن
متضادها
برخاستن
جمله سازی با روی بر خاک نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مراسم سوگواری، همه با احترام و اندوه فراوان، به معنای واقعی روی بر خاک نهادن، برای آمرزش روح آن مرحوم دعا کردند.
💡 شاعر در اشعار خود از مفهوم روی بر خاک نهادن به عنوان نمادی از فروتنی و تسلیم شدن در برابر تقدیر الهی استفاده کرده است.
💡 آن قهرمان پس از سالها مبارزه، سرانجام با روی بر خاک نهادن در میدان جنگ، به آرامش ابدی در آغوش خاک رسید.