کوتاه گشتن دست
این عبارت میتواند به معنای کنایهای از محدود شدن توانایی، کم آمدن قدرت یا از دست دادن امکان دسترسی به چیزی باشد؛ یعنی فرد در رسیدن به هدفی یا انجام کاری، با محدودیت مواجه شده و توان لازم را از دست داده است.
مترادفها
دستنیافتن
جمله سازی با کوتاه گشتن دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با توجه به بحران اقتصادی شدید و کمبود منابع مالی، بسیاری از نهادهای خیریه احساس میکنند که در انجام پروژههای بزرگ خود، کوتاه گشتن دست یافتهاند.
💡 وقتی دولت بودجههای لازم برای نوسازی زیرساختهای آموزشی را تأمین نکند، کوتاه گشتن دست معلمان در ارائه بهترین آموزشها به دانشآموزان امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
💡 او در مواجهه با فقر شدید و نبود امکانات اولیه، احساس کرد که کوتاه گشتن دست از رسیدن به رویاهای بزرگش، او را در ناامیدی عمیقی فرو برد.