منوط گردانیدن
شکل رسمیتر و کهنترِ «منوط کردن»؛ یعنی مشروط ساختن یا وابسته کردن. این تعبیر در نثر اداری و حقوقی بیشتر دیده میشود و همان معنای «در گروِ چیزی قرار دادن» را میرساند.
مترادفها
مشروط کردن، وابسته کردن
متضادها
مستقل کردن
جمله سازی با منوط گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر شرکت، تصمیم خود برای امضای قرارداد جدید را منوط گردانیدن به بررسی دقیق تمامی جزئیات حقوقی و مالی توسط تیم وکلای متخصص اعلام نمود.
💡 آنها خواسته بودند که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی را منوط گردانیدن به تأیید نهایی مدیر ارشد بخش بازاریابی و هماهنگی با تیم تولید قرار دهند.
💡 برخی از کارشناسان، اجرای این طرح اقتصادی را منوط گردانیدن به کاهش شدید نرخ تورم و ایجاد ثبات در قیمتهای کالاهای اساسی در بازار میدانند.