کارش گره خورد
این یک اصطلاح است که به معنای پیچیده شدن، دشوار شدن یا متوقف شدن روند انجام یک کار است. زمانی به کار میرود که به دلیل موانع مختلف، پیشرفت کار با مشکل مواجه شده و انجام آن با دشواری همراه شود.
مترادفها
کارش پیچیده شد، کارش به مشکل خورد
متضادها
گشودن، باز شدن، روان شدن، تسهیل شدن
جمله سازی با کارش گره خورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان مذاکرات پیچیده تجاری، به نظر میرسید که کارش گره خورد و او نتوانست به توافق نهایی که برای شرکتش لازم بود برسد.
💡 او تلاش زیادی برای حل مشکل مالی کرد، اما ناگهان کارش گره خورد و تمام برنامههای از پیش تعیین شده برای آیندهاش از هم پاشید.
💡 وقتی که سیستمهای کامپیوتری شرکت دچار نقص فنی شدند، کارش گره خورد و او نتوانست گزارشهای مهم را به موقع برای مدیران ارسال کند.