به دام افتاده
گرفتار شده، در تله مانده، یا در وضعیت اسارت و ناتوانی. این صفت برای کسی یا چیزی به کار میرود که راه فرار ندارد یا فریب خورده و گیر افتاده است.
مترادفها
گرفتار، اسیر، گیر افتاده
متضادها
آزاد، رها
جمله سازی با به دام افتاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن مسافر جوان در میان طوفان شدید کوهستان به دام افتاده بود و برای نجات خود نیاز به کمک فوری تیمهای امداد و نجات داشت.
💡 او احساس میکرد در میان مشکلات مالی و بدهیهای سنگین به دام افتاده است و راهی برای رسیدن به آرامش و آزادی نمیبیند.
💡 بسیاری از کاربران فضای مجازی در چرخه اخبار جعلی و اطلاعات نادرست به دام افتادهاند و به سختی میتوانند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند.