بزرگ و تنومند
دارای اندام درشت، هیکلِ قوی و جثهای بزرگ و ستبر؛ معمولاً درباره انسان یا جانور به کار میرود.
مترادفها
عظیمالجثه، درشت، تنومند
متضادها
کوچک، نحیف، ریز، ضعیف
جمله سازی با بزرگ و تنومند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن مرد بزرگ و تنومند با قدمهای بلند و استوار، به آرامی از میان جمعیت در حال عبور از خیابانهای اصلی شهر میگذشت.
💡 درخت بلوط بزرگ و تنومند در وسط باغ، سایهای بسیار وسیع ایجاد کرده بود که در روزهای گرم تابستان بسیار خنک بود.
💡 او با جثهای بزرگ و تنومند، به راحتی توانست صندوقهای سنگین را به طبقه دوم انبار منتقل کند و کار را تمام کند.