منقطع شدن از
منقطع شدن از به معنای قطع ارتباط، پایان دادن به رابطه یا توقف فعالیتی است که پیشتر ادامه داشته است. این عبارت معمولاً برای توقف موقت یا دائمی کاربرد دارد.
مترادفها
جدا شدن از، قطع شدن از، برخوردن از
متضادها
وصل شدن به، پیوستن به
جمله سازی با منقطع شدن از
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اثر قطع برق گسترده در منطقه، تمامی ارتباطات تلفنی و اینترنتی به مدت چندین ساعت دچار مشکل شده و مردم از شبکه منقطع شدند.
💡 بسیاری از مهاجرانی که سالها در خارج از کشور زندگی کردهاند، گاهی احساس میکنند که از ریشههای فرهنگی و اجتماعی خود منقطع شدهاند.
💡 منقطع شدن از جریان اصلی اخبار و اطلاعات میتواند باعث شود که افراد نسبت به واقعیتهای جامعه دیدگاه نادرست و سوگیرانهای پیدا کنند.